آمریکا: داستان دختر ایرانی و عروسی با مرد آمریکایی و شکنجه تجاوز - خبر آمریکا: داستان دختر ایرانی و عروسی با مرد آمریکایی و شکنجه تجاوز - خبر
X
تبلیغات
رایتل
خبر


اندازه بزرگ عکس روز


عناوین مطالب


اسفند 1394 مهر 1394 شهریور 1394 اردیبهشت 1394 فروردین 1394 مرداد 1393 تیر 1393 خرداد 1393 اردیبهشت 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 خرداد 1390 مهر 1388 اسفند 1394
فال ها
تفال و استخاره مجرب شیخ بهائی
فال روا شدن حاجت شیخ بهائی
فال عقد و ازدواج شیخ بهائی
فال حافظ شیرازی


اس ام اس ها
اس ام اس های اس ام اس
اس ام اس های اس ام اس - پیامک
اس ام اس های ماه محرم
اس ام اس های نیمه شعبان
اس ام اس های ماه رمضان و عید فطر
اس ام اس های شب یلدا
اس ام اس های عاشقانه
اس ام اس های سرکاری
اس ام اس های ضد حال به دخترها
اس ام اس های ضد حال به پسرها


بازدیدکنندگان از خبر
5855848
----------
رزرو آگهی تبلیغاتی
پذیرش همکار
تبادل ترافیک

----------
برای کسب اطلاعات درباره سیستم های تبلیغاتی فعال ایرانی با ما تماس بگیرید.


گردنبند Love
قیمت 9.200 تومان

عینک زنانه دیور - Dior
قیمت 39.0000 تومان

جا کفشی شو توت - Shoe Tote
قیمت 199.000 تومان

ست کامل موکن ویزیت - Wizzit
قیمت 27.000 تومان

دستگاه دفع حشرات و موش ریدکس
قیمت 27.000 تومان

لامپ قابل حمل Handy Bulb
قیمت 15.000 تومان

چراغ خواب موزیکال طرح لاک پشت
قیمت 49.000 تومان

خردکن نایسر دایسر پلاس
قیمت 69.000 تومان

کارواش خانگی همه کاره جت مینی
قیمت 399.000 تومان




  • آمریکا: داستان دختر ایرانی و عروسی با مرد آمریکایی و شکنجه تجاوز
  • آمریکا: داستان دختر ایرانی و عروسی با مرد آمریکایی و شکنجه تجاوز - خبر

    آمریکا: داستان دختر ایرانی و عروسی با مرد آمریکایی و شکنجه تجاوز

    دختر ایرانی گفت: زمانی که در ایران بودم از طریق اقوامم که در اورنج کانتی زندگی می کردند با یک مرد امریکایی آشنا شدم.

    یک زن ایرانی که به خاطر شکنجه های شوهر امریکایی اش از خانه فرار کرده بود با شکایت به مقامات قضایی لس آنجلس خواستار تامین جانی شد. این زن 24 ساله ایرانی که نامش فاش نشده است ماه مه سال 2005 با یک امریکایی که سال ها از خودش بزرگ تر بود ازدواج کرد، اما با آغاز زندگی مشترک تحت شکنجه های بی رحمانه مرد امریکایی قرار گرفت و سرانجام ژوئن سال 2006 مجبور به فرار از خانه شد. زن فراری ایرانی که در این مدت در پناه یک زوج ایرانی زندگی می کرد، پس از آنکه با تماس های تلفنی تهدیدآمیز مواجه شد به مقامات قضایی لس آنجلس شکایت کرد

    زن ایرانی در شرح داستان زندگی خود گفت: زمانی که در ایران بودم از طریق اقوامم که در اورنج کانتی زندگی می کردند با یک مرد امریکایی آشنا شدم و با وجود اینکه او سال ها از خودم بزرگ تر بود پذیرفتم با او عروسی کنم. به این ترتیب ماه مه سال 2005 به لس آنجلس سفر کردم و مراسم عروسی ما برگزار شد، در آن زمان من شوهرم را نمی شناختم و نمی دانستم او چه خصوصیاتی دارد، اما هرگز تصور نمی کردم این ازدواج چنین سرنوشت تلخی را برایم رقم بزند. وی افزود: چندی پس از آغاز زندگی مشترک‌مان متوجه شدم شوهرم بچه دار نمی‌شود، به همین خاطر به او گفتم برای معالجه باید نزد پزشک برود، او با شنیدن این حرف به شدت عصبانی شد و مرا به باد کتک گرفت و گفت: منظور من از حرفی که زده ام این است که او مردی پیر است و به درد زندگی نمی‌خورد، حال آنکه من اصلاً چنین منظوری نداشتم.

    این زن ایرانی داستان شکنجه شدنش را اینگونه بیان کرد: از آن زمان به بعد شکنجه های شوهرم شروع شد، او هر بار به بهانه‌ای مرا زیر مشت و لگد می گرفت و آن قدر کتک می‌زد که از حال می‌رفتم، اما موضوع به همین جا ختم نشد. همسرم مدتی پس از ازدواج مان نوع تازه ای از شکنجه را در موردم اعمال کرد. او مرا در اتاقی حبس و وادار می کرد با مردان غریبه رابطه جنسی داشته باشم و مورد تجاوز قرار گرفته و تن فروشی کنم. زن 24 ساله افزود: شرایط برایم سخت و غیرقابل تحمل بود اما هیچ راه چاره یی نداشتم. من ساکن اورنج کانتی بودم و در آنجا هیچ کسی را نمی شناختم و نمی دانستم برای رهایی از این وضعیت باید چکار کنم، چندی بعد متوجه شدم باردار شده‌ام، این در حالی بود که شکنجه های شوهرم همچنان ادامه داشت و سلامتی و جانم در معرض خطری جدی بود، بالاخره ماه ژوئن سال 2006 از خانه فراری شدم و به یک مسجد پناه بردم. آن زمان من هیچ پولی نداشتم حتی 25 سنت برای تلفن زدن هم همراهم نبود. در مسجد وقتی داستان زندگی ام را شنیدند مرا به یک مرکز مراقبت از زنان بی سرپرست تحویل دادند و چند روزی در آنجا بودم تا اینکه یک روز چشم پزشک ایرانی به نام محسن مرا در آن مرکز دید و وقتی داستان زندگی ام را شنید پذیرفت که از من مراقبت کند.

    زن شاکی در ادامه داستان زندگیش گفت: دکتر محسن و همسرش شهین زوج بسیار مهربانی بودند و مرا به آپارتمانی در اورنج کانتی بردند و از من مواظبت کردند تا اینکه فرزندم به دنیا آمد. زندگی ام کم کم داشت آرام می شد و قصد داشتم خاطرات تلخ گذشته را فراموش کنم که دوباره اتفاقی شوم همه چیز را به هم زد. یک روز که در آپارتمان تنها بودم زنگ تلفن به صدا درآمد و مردی ناشناس از پشت خط مرا تهدید کرد و گفت هرطور که شده من را می‌کشد، ابتدا این تهدید را جدی نگرفتم، اما تماس های تلفنی مشکوک مرتب تکرار می‌شد و مرد ناشناس همچنان می گفت که قصد جان مرا دارد. من به تدریج متوجه شدم این تماس های تهدیدآمیز از سوی شوهرم طراحی شده است. من اکنون تامین جانی ندارم و هر لحظه ممکن است او یا افرادی که اجیر کرده به سراغم بیایند و من و فرزندم را به قتل برسانند. بنابراین گزارش هم اکنون رسیدگی به وضعیت این زن ایرانی آغاز شده است.


    پی نوشت:
    یک فرمول ریاضی برای یافتن شریک زندگی!
    براساس گزارش رویترز، یک ریاضیدان استرالیایی گفت: اغلب افراد زمان بیشتری را صرف پیدا کردن یک خودروی مناسب می‌کنند تا پیدا کردن یک عشق و طبیعی است که نتیجه عشق‌های ناگهانی و ناپخته ازدواج‌های منجر به طلاق می‌شود.



    داستان زندانی کردن یک زن با سه مرد
    جلا.آی آر jala.ir
    در صورت قدیمی بودن مرورگر شما و عدم توان ثبت نظر، از لینک نظرات وارد فرم قدیمی نظرات شوید و نظر خود را ثبت کنید | نظرات [0]

    تعداد نظرات (0)

    نام :
    ایمیل :
    وب/وبلاگ :








    آموزش زناشویی تقویت حافظه
    jala.ir صفحه اصلی فروشگاه بازارچه اس ام اس اخبار جالب اخبار فال تعبیر خواب روش مطالعه همسران آشپزی اخبار روز تماس با ما