ببخشید آقا! من میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم؟ - خبر ببخشید آقا! من میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم؟ - خبر
X
تبلیغات
رایتل
خبر


اندازه بزرگ عکس روز


عناوین مطالب


اسفند 1394 مهر 1394 شهریور 1394 اردیبهشت 1394 فروردین 1394 مرداد 1393 تیر 1393 خرداد 1393 اردیبهشت 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 خرداد 1390 مهر 1388 اسفند 1394
فال ها
تفال و استخاره مجرب شیخ بهائی
فال روا شدن حاجت شیخ بهائی
فال عقد و ازدواج شیخ بهائی
فال حافظ شیرازی


اس ام اس ها
اس ام اس های اس ام اس
اس ام اس های اس ام اس - پیامک
اس ام اس های ماه محرم
اس ام اس های نیمه شعبان
اس ام اس های ماه رمضان و عید فطر
اس ام اس های شب یلدا
اس ام اس های عاشقانه
اس ام اس های سرکاری
اس ام اس های ضد حال به دخترها
اس ام اس های ضد حال به پسرها


بازدیدکنندگان از خبر
5897976
----------
رزرو آگهی تبلیغاتی
پذیرش همکار
تبادل ترافیک

----------
برای کسب اطلاعات درباره سیستم های تبلیغاتی فعال ایرانی با ما تماس بگیرید.


گردنبند Love
قیمت 9.200 تومان

عینک زنانه دیور - Dior
قیمت 39.0000 تومان

جا کفشی شو توت - Shoe Tote
قیمت 199.000 تومان

ست کامل موکن ویزیت - Wizzit
قیمت 27.000 تومان

دستگاه دفع حشرات و موش ریدکس
قیمت 27.000 تومان

لامپ قابل حمل Handy Bulb
قیمت 15.000 تومان

چراغ خواب موزیکال طرح لاک پشت
قیمت 49.000 تومان

خردکن نایسر دایسر پلاس
قیمت 69.000 تومان

کارواش خانگی همه کاره جت مینی
قیمت 399.000 تومان




  • ببخشید آقا! من میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم؟
  • ببخشید آقا! من میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم؟ - خبر

    ببخشید آقا! من میتونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم؟

    جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت:

    ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

    مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد :

    مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ... خجالت نمی کشی؟ ...

    جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد

    خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم

    مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...



    مطالب مرتبط

  • جلا.آی آر jala.ir
    در صورت قدیمی بودن مرورگر شما و عدم توان ثبت نظر، از لینک نظرات وارد فرم قدیمی نظرات شوید و نظر خود را ثبت کنید | نظرات [0]

    تعداد نظرات (0)

    نام :
    ایمیل :
    وب/وبلاگ :








    آموزش زناشویی تقویت حافظه
    jala.ir صفحه اصلی فروشگاه بازارچه اس ام اس اخبار جالب اخبار فال تعبیر خواب روش مطالعه همسران آشپزی اخبار روز تماس با ما